رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

بهترین عشقم

1393/2/12 18:11
نویسنده : رومینا
390 بازدید
اشتراک گذاری

سلاممممممممم سلاممی بهاری چشمک این  روزها شهر  خیلی تمیزه عاشق فصل بهارم  تو خیابونها  بوی گل و نم بارون میاد چشمک بعد از ظهر کنار پنجره اشپزخونه نشسته بودم و خودم رو به یه فنجون دم کرده گل گاوزبون مهمون کردم .اخ که چقدر چسبید واقعا بهش احتیاج داشتمخوشمزه

9 روز جهانی رقص بود . من و رادوین تا تونستیم رقصیدیمخنده  گاهی اوقات رادوینم  زیر بغلش عرق میکرد  خنده برای خودش خیلی جالب بود . چند روزه که به رادوین میگم how old are you?  انگشتش رو میاره بالا میگه 2  وای دلم میخواد که بخورمش اون لحظه . 

  بعد دوباره فارسی میگم رادوین چند ساله هست . میگه دوووووووووخندونک

پسرم 
2 سال  است که یاد گرفته ام  در تاریکی گوش فرا دهم ...

وقتی که خوابی .

میشمارم دم و بازدمت رو و.سنگینی مژگانت رو دوست دارم بر روی قرنیه چشمهای سیاهت .

2سال  هست که گوش دادن را آموخته ام
گوش دادن به عبور قدم های آهسته ات رو که نیمه شب برای دل بردن ما به زیر لحاف من و بابایی میخزی .. عاشقتم پسرم  . 

 

 

دیروز صبح رادوین جونم رو بردم پارک ملاصدرا نزدیک خونمون .

 

 

از بازی خسته شد و رفت سراغ کالسکه بازی

 

 

اینم از باغچه حیاطمون که سبزی خوردن کاشتم . و اون درخت خرما لو رو به اسم رادوین و برای رادوین کاشتم . 

 

گوجه فرنگی که در حال حاظر تو گلدون کاشتم بعد منتقل کنم تو باغچه .

 

تربچه و شاهی  و پونه  

 

این هم از مراحل مسواک زدن گل پسرم 

 

 

 

باز هم کالسکه بازی رادوین 

 

بهترین گل زندگیم 

 

اراد خوش خنده من  عمه  رومینا خیلی دوستت داره بوس

 

 

دوستت دارم نفس .

راستی رادوینم   پسرم

خبر داری مرا مدتهاست  به شهر عبادت از شوق ٬ سوق دادی  
یه دنیای رنگین دیگه

یه دنیا پر از سنجاقک
پر از پروانه

پر از خدا .

بوی ملکوت
تو مرا بردی به اوج صداقت ها 
مادرانه ها

قدمت استوار و وجودت جاودان ...

پسندها (1)

نظرات (13)

خاله مینا
12 اردیبهشت 93 21:25
سلام من ب تازگی با وب رادوین جونی آشنا شدم و خیلی خوشم اومد. لطفا شما هم ب من سر بزنین و اگه موافق بودین تبادل لینک کنیم
رومینا
پاسخ
به روی چشم
مامان گل پسر
13 اردیبهشت 93 14:32
دستت درد نکنه رومیناجون.. چه عکسای خوشگلی گذاشتی.. دلم وا شد.. منم خیلی با هوای اردی بهشت حال میکنم.. این روزا تقریبا مرتب میریم بیرون تو هوای سرد پاییز و زمستون خیلی حالم گرفته میشه.. ولی بهار و تابستون عالیه.. مرسییییییی خاله جونی .خیلیییییییییییییی عالی هست هوا من و رادویم حسابی دردرییییییییی شدیم [نیشخند
مامان گل پسر
13 اردیبهشت 93 14:34
بچه هامون دارن دو ساله میشن.. چه حس و حال عجیب و در عین حال شیرینیه.. خوشحالم که هردوتامون موفق شدیم از شیر بگیریمشون.. بعضی از دوستام بی خیال شدن و گفتن از شیر گرفتن رو میذارن واسه پاییز.. ولی من و تو تونستیم طاقت بیاریم..
رومینا
پاسخ
واقعا من اصلا باورم نمیشه که 2 سال هم گذشت . ولی خیلی خوشحالم . همیشه فکر میکردم از این سخت تر باشه ولی ما مامانهای قویی بودیماااااااااااا . پسرهاییییی قوی داشتیم . به افتخار خودمون
الهه مامان مبین
13 اردیبهشت 93 16:06
به به به این گل خاله . همیشه به گردش عزیز دلم . بووووووس برای رومینا جونم
رومینا
پاسخ
الهه مامان مبین
13 اردیبهشت 93 16:07
واییییییییییییییییییییییییییی چه باعچه خوشگلی . برای دوست با سلیقه من
رومینا
پاسخ
فدات شم خانومیییییییییییی. مبین نازمو ببوس
انسیه
13 اردیبهشت 93 16:50
آفرین که مسواک میزنی خاله وااااااااای دلم میخواد محکم بغلش کنم
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییییییی انسیه جونم . کوچولوتو ببوس
عاطفه مامان ستیا
13 اردیبهشت 93 21:55
آخ گفتی بهاااااااااار چه فصل زیبایی واقعا زیباستقربون این رادوین طلای من که انقدررررررررررررررررررر زیبا مسواک میزنهماشالا به آراد جون که هر روز نازتر میشه
رومینا
پاسخ
شبنم
13 اردیبهشت 93 23:42
سلام رومینا جاااان چه مطلب و عکس های خوشگل خوشگلی گذاشتی عزیزممم باغچه ی خونه تون خیلییی عالیههه عاشق اون عکسی شدم که رادوین جوون داره مسواک میزنه
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم خودم رو گاهی اوقات خودم رو با گل و گیاه مشغول میکنم .
مامان کیان کوچولو
14 اردیبهشت 93 15:41
ای جانم به به چه باغچه ای راه انداختیااااااااا افرین به گل پسر ک خودش مسواک میزنه
رومینا
پاسخ
اره مامام کیان جون حسابی واسه خودمون تو باغچه کوچیکمون سبزی کاری میکنم . ممنون از مهربونیت
مامان
15 اردیبهشت 93 11:43
سلام رومینای نازنینم. مبارکه خوندم که قدمای بزرگی برداشتین. منم شنیدم بعد دو سالگی بچه ها یهو خیلی بزرگ میشن پس حقیقت داره! این رادوین خوشمزه ما هم هر روز شیرین تر میشه ماشا... منو ببخش دیر به دیر میام اما شما مارو از یاد نبرین!
رومینا
پاسخ
سلاااااااااااام ذوست خوبم . خیلی خوشحالم کردید . بلههههههههه واقعا مستقل میشن و بزرگ میشن .
شکوفه،مامان مانی و پانی
15 اردیبهشت 93 22:34
سلام عزیزم.خوبین؟ چند بار اومدم وبت و خواستم کامنت بذارم.میدونی که خونه ی مامانمم و چون داداشم همیشه از کامپیوتر باید استفاده کنه،من با تبلت میام نت. هر بار مانی اومد و تبلتو ازم گرفت دیگه الان بالاخره تونستم بپیچونمش:-) تازه الانم نشسته میگه مامان لطفا کارت تموم شد میدی من بازی کنم :-! اول اینکه امیدوارم همیشه براتون روز رقص و شادی باشه. بعدم اینکه یه آفرین بگم به جوجو که مسواک میزنه. باغچه تونم خیییلی باحال و قشنگه. راستی منم اولین باری که متوجه شدم زیربغل مانی عرق میکنه،خیییلی ذوق کردم. میگم ولی خداییش ما مامانا به چه چیزایی ذوق میکنیما:-D
رومینا
پاسخ
سلام دوست مهربونم خوبی. جیگرشو قربون که اینقدر با نمکه گاهی اوقات ما بزرگترها با حرف زدنهای این کوچولوها کم میاریم . ممنون از محبتت.
عاطفه مامان ستیا
19 اردیبهشت 93 23:26
کجایی رومینا جون؟؟؟؟؟؟؟؟ نکنه رفتی لیزیک
رومینا
پاسخ
سلام عاطفه جونم خوبی؟ نه هنوز نرفتم . دکتر هاشمی خیلی بد وقت میده . گفتن تا اخر اردیبهشت ولی تماس گرفتم میگن شاید بشه واسه اوایل خرداد. . نگرانم چون تولد رادوین هم 9 خرداده و خودم 21 خرداد . برام دعا کن که زودتر بشه .ا
عاطفه مامان ستیا
21 اردیبهشت 93 14:57
انشاا....