بهترین عشقم
سلاممممممممم سلاممی بهاری
این روزها شهر خیلی تمیزه عاشق فصل بهارم تو خیابونها بوی گل و نم بارون میاد
بعد از ظهر کنار پنجره اشپزخونه نشسته بودم و خودم رو به یه فنجون دم کرده گل گاوزبون مهمون کردم .اخ که چقدر چسبید واقعا بهش احتیاج داشتم
9 روز جهانی رقص بود . من و رادوین تا تونستیم رقصیدیم
گاهی اوقات رادوینم زیر بغلش عرق میکرد
برای خودش خیلی جالب بود . چند روزه که به رادوین میگم how old are you? انگشتش رو میاره بالا میگه 2 وای دلم میخواد که بخورمش اون لحظه .
بعد دوباره فارسی میگم رادوین چند ساله هست . میگه دووووووووو
پسرم
2 سال است که یاد گرفته ام در تاریکی گوش فرا دهم ...
وقتی که خوابی .
میشمارم دم و بازدمت رو و.سنگینی مژگانت رو دوست دارم بر روی قرنیه چشمهای سیاهت .
2سال هست که گوش دادن را آموخته ام
گوش دادن به عبور قدم های آهسته ات رو که نیمه شب برای دل بردن ما به زیر لحاف من و بابایی میخزی .. عاشقتم پسرم .

دیروز صبح رادوین جونم رو بردم پارک ملاصدرا نزدیک خونمون .


از بازی خسته شد و رفت سراغ کالسکه بازی


اینم از باغچه حیاطمون که سبزی خوردن کاشتم . و اون درخت خرما لو رو به اسم رادوین و برای رادوین کاشتم .

گوجه فرنگی که در حال حاظر تو گلدون کاشتم بعد منتقل کنم تو باغچه .

تربچه و شاهی و پونه

این هم از مراحل مسواک زدن گل پسرم


باز هم کالسکه بازی رادوین

بهترین گل زندگیم

اراد خوش خنده من عمه رومینا خیلی دوستت داره 
دوستت دارم نفس .
راستی رادوینم پسرم
خبر داری مرا مدتهاست به شهر عبادت از شوق ٬ سوق دادی
یه دنیای رنگین دیگه
یه دنیا پر از سنجاقک
پر از پروانه
پر از خدا .
بوی ملکوت
تو مرا بردی به اوج صداقت ها
مادرانه ها
قدمت استوار و وجودت جاودان ...


بهترین عشقم 
